تشییع رهبر شهید نشانه افول نظم غربی است
تاریخ: ۱۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت: 20:58:02


https://jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/dc7cf81744edf3f5b63dd67fc77468ea.gif

https://jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/3646c55b29baf5104c73afecf04527e8.gif

https://jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/31df47a0a36307bb66222066e8d4e005.jpg

https://jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/4e1b207f796b4e9e1ea4cad34b324e80.gif

https://jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/f465f69da6c92312814cfe6a796f179e.gif

https://jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/ce516690fd1692d32f60002f0db0964d.jpg

logo-samandehi


کد خبر : 112286 || تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۱۸ ۱۲:۱۹                 فرهنگ و اندیشه

تشییع رهبر شهید نشانه افول نظم غربی است


رئیس نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم و دبیر جایزه جهانی صدر با تشریح ابعاد بین‌المللی تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، این رخداد را یک «پدیده تمدنی جهانی و نشانه افول نظم غربی» توصیف کرد.


تشییع رهبر شهید نشانه افول نظم غربی است

به گزارش جامعه ایده آل؛ حجت‌الاسلام والمسلمین حامد رفعتی، رئیس نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم و دبیر جایزه جهانی صدر، در یادداشتی به «ابعاد بین‌المللی و بایسته‌های تبیین تمدنی تشییع رهبر شهید» پرداخته است.

تشییع رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای، صرفاً یک آیین سوگواری یا رخداد احساسی نیست، بلکه باید آن را به‌مثابه یک متن تمدنی، اجتماعی و جهانی خوانش کرد؛ متنی که می‌تواند در بازتعریف هویت امت اسلامی و معادلات آینده جهان نقش‌آفرین باشد.

تشییع رهبر شهید حضرت امام سیدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله تعالی علیه یک نقطه عطف تاریخی و اوج یک پیچ تاریخی است؛ رویدادی که در ابعاد تمدنی، فرهنگی و اجتماعی در مقیاس جهانی قابلیت تحلیل عمیق دارد. در بسیاری از موارد، تشییع رهبران به رخدادهایی اجتماعی و تاریخی تبدیل شده که توانسته احساسات عمومی، هویت ملی، جهت‌گیری سیاسی و حتی آینده ملت‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

به گفته وی، گاه یک ملت در مراسم تشییع، بیش از ده‌ها انتخابات و نظرسنجی، احساس واقعی خود را نسبت به جایگاه یک شخصیت نشان می‌دهد و این مسئله در تاریخ معاصر منطقه نیز نمونه‌های روشنی داشته است.

شهادت و تشییع رهبران اثرگذار پایان گفتمان آنان نیست، بلکه می‌تواند سرآغازی برای خیزش‌های تازه باشد، تشییع رهبران در جهان معاصر صرفاً یک آیین سنتی نیست؛ بلکه بازتاب سرمایه عاطفی و اجتماعی یک ملت، بازسازی هویت جمعی، تثبیت گفتمان‌های سیاسی و اخلاقی و حتی عاملی اثرگذار بر مسیر آینده جوامع است.

بر همین اساس، تشییع رهبر شهید باید در چارچوبی جهانی و تمدنی تحلیل شود، نه صرفاً در قالب یک رویداد احساسی، سیاسی یا منطقه‌ای. هنگامی که میلیون‌ها انسان با انگیزه‌های عمیق اعتقادی و هویتی در چنین مراسمی حاضر می‌شوند، با یک پدیده اجتماعی جهانی مواجه هستیم که ظرفیت مطالعه در حوزه‌های جامعه‌شناسی، مطالعات تمدنی، رسانه، علوم سیاسی و ارتباطات بین‌الملل را دارد.

تشییع قائد شهید امت دارای دو وجه تمدنی است: وجه نخست این رویداد، وجه سلبی و ناظر به نفی تمدن رو به زوال غربی است. امروز کانون سیاسی و نظامی تمدن غرب یعنی ایالات متحده آمریکا با رخنه‌های جدی مواجه شده و جهان غرب در وضعیت تشتت تاریخی قرار دارد.

کشورهای اروپایی نیز دیگر همانند گذشته دنباله‌رو کامل تصمیمات آمریکا نیستند. بسیاری از نهادها و میثاق‌های غربی از جمله سازمان ملل متحد اعتبار پیشین خود را نزد افکار عمومی جهان از دست داده‌اند و تردیدهای جدی نسبت به آرمان‌هایی نظیر لیبرال‌دموکراسی، آزادی، حقوق زن و کرامت انسانی شکل گرفته است.

وجه دوم این رخداد، ایجابی و معطوف به تقویت تمدن اسلامی است. حادثه شهادت رهبر انقلاب و تشییع ایشان نه‌تنها به تقویت وحدت مذاهب اسلامی انجامیده، بلکه وحدت جریان‌ها و کنشگران جهانی را نیز تقویت کرده است.

جبهه واحد توحیدی متشکل از ادیان، به‌ویژه جریان‌های مسیحی، توسعه یافته و رهبران ادیان را در جهت‌گیری واحدی زیر یک خیمه مشترک گرد آورده است.

از این منظر، با یک رویداد تمدنی روبه‌رو هستیم که هم در سطح سخت‌افزاری و هم در سطح نرم‌افزاری باید به‌درستی فهم و برای بهره‌برداری از آن برنامه‌ریزی شود.

نخستین منظر تمدنی این حادثه، «تجلی امت‌سازی» است. در جهانی که پروژه‌های سلطه می‌کوشند انسان‌ها را به واحدهایی منفرد، مصرف‌گرا و بی‌هویت تبدیل کنند، حضور عظیم مردمی در تشییع یک رهبر الهی، نشانه زنده بودن مفهوم امت است.

این حضور نشان می‌دهد ارزش‌هایی همچون مقاومت، معنویت، ایثار و کرامت انسانی همچنان قدرت بسیج‌کنندگی دارند و این همان نقطه‌ای است که جهان مدرن خسته از فردگرایی افراطی، نیازمند فهم آن است.

دومین منظر تمدنی، «سرمایه نمادین مقاومت» است. رهبران شهید به نماد تبدیل می‌شوند و در منطق اسلامی، شهادت پایان حیات نیست بلکه آغاز تأثیر تاریخی است.

از همین رو گاه یک پیکر مطهر بیش از سال‌ها سخنرانی و فعالیت سیاسی، افکار عمومی را متحول می‌کند. تشییع میلیونی در حقیقت اعلام وفاداری به یک مکتب و بازتولید سرمایه اجتماعی مقاومت است. سومین بُعد این رخداد «قدرت نرم» است.

در تحلیل‌های رایج بین‌المللی، قدرت غالباً در حوزه اقتصاد و نظامی تعریف می‌شود، اما رخدادهایی همچون تشییع رهبران شهید نشان می‌دهد که ما از قدرت نرم عظیمی برخوردار هستیم.

این قدرت ریشه در ایمان، پیوندهای فراملی، آزادی‌خواهی و عاطفه دارد و اگر درست روایت شود، می‌تواند تصویری متفاوت از اسلام و تشیع به جهان عرضه کند؛ تصویری مبتنی بر معنویت، عزت، عدالت‌خواهی و کرامت انسانی.

وظیفه ما تنها برگزاری مراسم یا انعکاس خبری نیست، بلکه باید بتوانیم این رخداد را به زبان قابل فهم برای جهان تبیین کنیم و نشان دهیم چرا برخی رهبران حتی پس از فقدان جسمانی، همچنان در حافظه ملت‌ها زنده می‌مانند.

تشییع رهبر شهید یک «متن تمدنی» است که در برابر دیدگان جهانیان گشوده شده و باید درست نوشته، روایت و خوانده شود. نخستین بایسته در تبیین بین‌المللی این رویداد، «روایت‌گری هوشمندانه» است.

نبرد اصلی امروز، نبرد روایت‌هاست. رسانه‌های سلطه تلاش می‌کنند مفاهیم بزرگ را تقلیل دهند، حقیقت را وارونه جلوه دهند و رخدادهای عظیم مردمی را به تحلیل‌های امنیتی یا سیاسی محدود کنند.

باید روایت‌هایی چندزبانه، عمیق و مستند تولید شود تا پیام این حضور میلیونی برای جوان اروپایی، دانشگاهی آمریکای لاتین، فعال آفریقایی و نخبگان آسیایی قابل فهم باشد. دومین بایسته، «ترجمه فرهنگی مفاهیم» است: برخی مفاهیم درون‌دینی اگر بدون ترجمه فرهنگی عرضه شوند، برای مخاطب جهانی قابل درک نخواهند بود. مفاهیمی نظیر شهادت، ولایت، مقاومت و امت باید با ادبیاتی انسانی، اخلاقی و تمدنی بازخوانی شوند تا حتی مخاطب غیرمسلمان نیز عظمت معنوی این پدیده را درک کند.

سومین بایسته، توجه به دیپلماسی فرهنگی و مردمی است. نهادهایی مانند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی وظیفه‌ای فراتر از فعالیت‌های تشریفاتی دارند.

باید شبکه‌ای از نخبگان، رسانه‌ها، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی و کنشگران بین‌المللی درگیر این روایت تمدنی شوند، زیرا آینده گفتمان مقاومت تنها در میدان سیاست تعیین نمی‌شود، بلکه در میدان فرهنگ، رسانه، دانشگاه و افکار عمومی جهانی نیز رقم می‌خورد.

چهارمین بایسته، مستندسازی تاریخی است. بسیاری از رخدادهای بزرگ جهان اسلام به دلیل ضعف در ثبت و مستندسازی، در حافظه جهانی کم‌رنگ شده‌اند.

تشییع‌های میلیونی سرمایه‌های تاریخی ما هستند و باید با استانداردهای حرفه‌ای رسانه‌ای و دانشگاهی ثبت، تحلیل و آرشیو شوند تا نسل‌های آینده و پژوهشگران جهان بتوانند به آن مراجعه کنند.

تبیین تمدنی تشییع رهبران شهید صرفاً یک وظیفه رسانه‌ای یا سیاسی نیست، بلکه یک مسئولیت تاریخی است. باید این سرمایه عظیم معنوی و اجتماعی را از سطح احساسات زودگذر عبور داده و به گفتمانی ماندگار فرهنگی و انسانی تبدیل کنیم.

هرچند در حوزه رسانه نسبت به گذشته پیشرفت‌هایی داشته‌ایم، اما همچنان در مقایسه با رقبا و دشمنان عقب هستیم. دشمنان تلاش مضاعفی دارند تا دستاوردهای تبیینی دوره گذشته را محو کنند؛ از این‌رو مسئولیت رسانه‌ای و تبیینی ما امروز بیش از هر زمان دیگری است.

جهان امروز با بحران معنویت، بحران عدالت و بحران اعتماد مواجه است و در چنین فضایی، هر رخداد عظیمی که بتواند معنای ایثار، ایمان و همبستگی انسانی را زنده کند، ظرفیت جهانی شدن دارد.

تشییع رهبران شهید اگر درست فهم و روایت شود، می‌تواند حامل پیامی مهم برای بشریت معاصر باشد؛ پیامی که می‌گوید هنوز انسان‌هایی هستند که حقیقت را بر منفعت و آرمان را بر آسایش ترجیح می‌دهند. حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی با هم‌افزایی بیشتر، روایت حقیقی این حماسه‌ها را به گوش جهانیان برسانند.

انتهای پیام/

 

 



کلمات کلیدی


captcha