پس از عملیات طوفان الاقصی، تحولات جدیدی در منطقه رقم خورد و ترسیم معادلات منطقهای و فرا منطقهای بهگونهای دیگر نمودار شد. اما این همه ماجرا نبود. شاید بتوان گفت که مهمترین رخداد غیرقابلپیشبینی در نوع پاسخ ایران به تجاوز رژیم صهیونیستی علیه کنسولگری ایران با انجام عملیات وعده صادق بود که با خلق تصویری عظیم در 13 آوریل رقم خورد.
زینب اصغریان در یادداشتی نوشت: عمق پاسخ ایران آن قدر زیاد بود که برخی اندیشکدههای آمریکایی ازجمله فارین پالیسی و شورای روابط خارجی آمریکا از: «دمیدن روح تازه در خاورمیانه» سخن گفتند.تحلیلها پیرامون رفتار قاطع ایران متفاوت بود. برخی خبرگزاریهای غربی سعی کردند تا دستاوردهای اساسی این عملیات مهم را پرداختن به حواشی تقلیل دهند. اما بعضی دیگر نیز به ابعاد پیچیده این عملیات پرداخته و از «ضعف رژیم صهیونیستی و کاهش قدرت بازدارندگی آمریکا در منطقه» حرف زدند. نوشتار پیش رو به بازخوانی مختصر و سریعی از این واکنش ها پرداخته و به نحو واقع بینانه ای نشان می دهد، روح کلی تحلیل ها، حاکی از یأس و احساس شکست بوده و جملگی بر ناتوانی رژیم صهیونیستی بر احیای بازدارندگی خود اذعان دارند. واشنگتنپست در تحلیل سیاسی 15 آوریل خود، درباره اولین حمله نظامی تمامعیار تهران به تلاویو، نوشت: «بیش از 300 پهپاد، موشک کروز و بالستیک توسط ایران پرتاب شد». به ادعای دریابان دانیل هاگاری، سخنگوی نیروهای دفاعی اسرائیل، «حدود 99 درصد از پرتابهها رهگیری شدند و ائتلافی از چندین کشور منطقهای و غربی به اسرائیل در رهگیری پرتابهها کمک کردند». سرلشکر حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، حمله تهران را: «موفقتر ازآنچه انتظار داشتیم» خواند و هشدار داد که «هرگونه اقدام تلافیجویانه از سوی اسرائیل، پاسخی قاطعتر به دنبال خواهد داشت». در نشست روز یکشنبهی شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز، «هم ایران و هم اسرائیل در تشدید تنشهای اخیر مقصر خوانده شدند».
نماینده ایران در سازمان ملل گفت: «حمله ایران پاسخی ضروری و متناسب به تجاوز پیشین اسرائیل به ساختمان کنسولگری ایران در سوریه بود»، درحالیکه همتای اسرائیلی او مدعی شد که: «اقدامات ایران از هر خط قرمزی عبور کرده است».فرانس 24 هم با تیتر: «تلافی ایران علیه اسرائیل: حمله ناموفق یا هشدار پنهان؟» نوشت: «این انتقام ترسناک تقریباً دو هفته در حال برنامهریزی بود. اما زمانی که ایران سرانجام در اواخر روز شنبه دکمهی حمله تلافیجویانه به اسرائیل را فشار داد، به نظر میرسید که این حمله چیزی بیش از یک نمایش نورانی طولانی نبود که منجر به آسیبی جزئی به برخی از زیرساختهای نظامی دورافتاده اسرائیل شد». فرانس 24 معتقد است که: «عملیات طبق خواسته ایرانیان پیش رفته». این رسانه به نقل از تحلیلگران اظهار کرده که: «عملیات ایران از همان ابتدا بهگونهای طراحیشده که شکست بخورد اما بهطوری دقیق آنگونه برنامهریزیشده ـ تا ضمن تصویر رسانهای ـ از آغاز یک جنگ منطقهای همهجانبه جلوگیری کند».
روزنامه فایننشال تایمز هم از «هزینههای گزاف اسرائیل» پرده برداشت و به نقل از یک مقام نظامی سابق اسرائیل گزارش داد که: «دفع حمله ایران بیش از یک میلیارد دلار برای اسرائیل هزینه داشته است». شین هوا خبرگزاری رسمی چین نیز بر دو مسئله تأکید داشت: یکی «نگرانی از کشیده شدن درگیریها به منطقه : ایران هماهنگیهای حملات تلافیجویانه به اسرائیل را انجام میدهد و ترس از جنگ منطقهای گستردهتر را تشدید میکند». و دیگری: «نقش ایالاتمتحده آمریکا در منازعه ایران و اسرائیل: پس از حمله ایران، جو بایدن، رئیسجمهور ایالاتمتحده، طی تماسی به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل گفت: ایالاتمتحده با هر ضد حملهای از جانب اسرائیل علیه ایران مخالفت خواهد کرد».اما اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجه در تحلیلی مفصل ضمن تبیین موقعیت ضعیف اسرائیل، از چرایی تشدید عملیات مأیوسانه رژیم صهیونیستی سخن میگوید. تحلیلگر این اندیشکده معتقد است: «روزهای مخاطرهآمیز پیش رو تلاشی ناامیدکننده برای تأمین دوبارهی بازدارندگی این رژیم در برابر نیروهای مقاومت است». دالیا داساکی، عضو ارشد مرکز روابط بینالملل بورکل دانشگاه کالیفرنیا، ضمن انتقاد شدید از رژیم صهیونیستی مینویسد: «اثرات جنگ دهماهه اسرائیل و حماس به فراتر از مرزها کشیده شده و اسباب تشدید تنشهای نظامی خطرناک در سراسر خاورمیانه را ایجاد کرده است، اما چرا اسرائیل بهگونهای پرخطر در حال تشدید ترورهاست؟ رژیم، سابقهای طولانی در ترور رهبران فلسطینی دارد و صدها نفر از عوامل حزبالله را در لبنان و سوریه ترور کرده است. همچنین مدتهاست که تواناییهای اطلاعاتی خود را به رخ ایران میکشد.
اگرچه در دورههای قبل، تشدید تنش به یک جنگ منطقهای منجر نشده، اما کاهش تنش را نیز ابداً تضمین نمیکند. حتی محاسبات یک دولت منطقی، میتواند به ناگهان تحت تأثیر رویدادهای میدانی قرارگرفته و منجر به اشتباهات محاسباتی و ایجاد درگیریهای گستردهتر شود. سرعت و ماهیت حملات اخیر رژیم صهیونیستی به طرز چشمگیری خطرات را افزایش میدهد. رهبران اسرائیل بدون شک میدانند ترورهای متوالی شکر و هنیه، احتمالاً پای تهران و سایر گروههای مسلح تحت حمایت آن نیز را به صحنه انتقام میکشد.»
جالب اینجاست که فارین افرز گزارشهای مربوط به ترورهای هفته گذشته در رسانههای غربی را نشانه توانایی رژیم برای انجام حملات نظامی ـ فناوری پیشرفته در عمق خاک دشمن نمیداند و اظهار میکند: «پس از خجالت ۷ اکتبر، ممکن است این تصور ایجاد شود که ارتش اسرائیل بار دیگر شکستناپذیر شده است. اما این تعبیر، واقعیتهای دشواری که رژیم با آن مواجه است را نادیده میگیرد. اسرائیل نه به این دلیل که احساس قدرت میکند، بلکه به این خاطر که احساس ضعف دارد، ممکن است خطوط قرمز را کنار بزند. حمله حماس در ۷ اکتبر ضربه مهلکی به وضعیت بازدارندگی آن وارد آورده و اکنون، اسرائیل در تلاشی دیوانهوار برای احیای بازدارندگی، به دنبال بهرهگیری از مزایای تاکتیکی آن است». این اندیشکده آمریکایی در ادامه بیان میکند: «برای درک محاسبات اسرائیل، مهم است که بدانیم چگونه روحیهی آن از ۷ اکتبر تغییر کرده است. قبل از حمله حماس، اعتمادبهنفس اسرائیل به اوج خود رسیده بود؛ اما تقریباً یکشبه، این خودباوری به یک احساس آسیبپذیری عمیق تبدیل شد».
نویسنده مقاله ادامه میدهد: «در سفر اخیر من به تلآویو، کارشناسان امنیتی و مقامات سابق دفاعی و اطلاعاتی، بهطور مکرر به من گفتند: ۷ اکتبر بسیاری از باورهای قبلی اسرائیل در مورد قدرت درونی آن را زیرورو کرده است. حمله حماس اساسیترین پیشفرضهای اسرائیلیها را در هم شکست! پیشفرضهایی شامل برتری نظامی و فنّاورانه، امنیت درونی و ثبات پیشرفتهای عمدهی اقتصادی که در سایهی صلح با فلسطینیان به دست میآمد. بسیاری از شهروندان اسرائیلی که درزمینهی امنیت ملی مطالعه میکنند، از دولت به دلیل شکستهای امنیتی گسترده در ۷ اکتبر و پسازآن خشمگیناند. بیاعتمادی به دولت فراگیر شده! بنیامین نتانیاهو ممکن است هنگام سخنرانی در کنگره ایالاتمتحده در ماه ژوئیه مورد تشویق حضار، آنهم بهصورت ایستاده قرار گیرد، اما مشاور امنیت ملی او، تزاچی هانگبی، زمانی که از هفتهها قبل در کنفرانس امنیتی اسرائیل در هرتزلیا سخنرانی کرد، بهسختی میتوانست حرفی به میان بیاورد. حضار او را سرزنش و دولت را متهم میکردند. آنها میگفتند که دولت امنیت اسرائیل را نادیده میگیرد و گروگانهایی را که هنوز در غزه به سر میبرند آزاد نکرده است. علاوه بر این، تأثیری که حمله آوریل ایران ـ عملیات وعده صادق ـ بر اسرائیل داشت، در این تحلیلها نادیده گرفته میشود. رژیم اسرائیل هنگام هدف قرار دادن کارکنان سپاه پاسداران ایران در تأسیساتی واقع در دمشق که طرفهای ایرانی آن را یک سایت دیپلماتیک میخوانند، اشتباهی محاسباتی کرد و آنوقت که دچار این خطا شد، واکنش بیسابقه، عظیم و مستقیم ایران را با ارسال صدها پهپاد و موشک از خاک این کشور، پیشبینی نمیکرد!»
در اظهارات این اندیشکده روابط بینالمللی ایالاتمتحده آمریکا آمده که: «اگرچه اسرائیل با دفاع پیچیده و هماهنگ خود به رهبری ایالاتمتحده که توانست حمله ایران را دفع کند، خود را تحسین کرد، اما تصویر نمایش دادهشده از اسرائیل در رسانهها خدشهدار شد! چراکه هرگونه احساس پیروزی تحتالشعاع این مسئله بود که ایران دست به چنین حملهای نمیزند چراکه از پاسخ اسرائیل هراسان است! درحالیکه ـ ایران نشان داد که در حمله خود مصمم است ـ و زمانی که اسرائیلیها ـ در برابر نمایش عظیم ایران ـ از حمله محدود خود به اصفهان خوشحال شدند، ـ قافیه را باخته بودند ـ» داسا کی میافزاید: «حمله ایران در آوریل، درک اسرائیلیها از تغییر اساسی در «روح» خاورمیانه را عمیقتر کرد. اما آنها بدون هیچ راهبرد سیاسی به سمت شکست میروند. بسیاری از تحلیلگران امنیتی اسرائیل نگران موقعیت منطقهای خود هستند که ـبه طرز محسوسی ـ در حال فرسایش است. آنها از این نگراناند که ایران و متحدانش در حال افزایش قدرتاند و اگر تهران معتقد باشد بهاندازه کافی قادر به بازدارندگی رژیم از طریق روشهای متعارف نیست، ممکن است انگیزه بیشتری برای دستیابی به قابلیتهای هستهای خود پیدا کند!»
پایان پیام