به گزارش جامعه ایده آل؛محمد دورکی سلمانی، نویسنده و پژوهشگر حوزه توسعه فردی و روانشناسی اخلاقی، در کتاب «قانون آیین زیستن» (جلد اول؛ از تاریکی تا روشنایی) مجموعهای از تأملات، تجربههای شخصی و اصول فکری خود را درباره شیوه زندگی، مسئولیتپذیری، خانواده، امید، انضباط فردی و خودآگاهی گردآوری کرده است؛ اثری که به گفته نویسنده، از فاصله میان دانستههای نظری انسان و رفتارهای روزمره او شکل گرفته است.
محمد دورکی سلمانی که زاده شهرستان باغملک در استان خوزستان است، دانشآموخته کارشناسی حقوق و فعال حوزه نویسندگی و آموزش آنلاین نویسندگی است. او در معرفی مسیر حرفهای خود، بر تلاش برای پیوند دادن دانش حقوق و روانشناسی رفتار انسانی تأکید میکند و معتقد است مفاهیم نظری زمانی میتوانند در زندگی فردی و اجتماعی مؤثر باشند که به رفتار و عمل تبدیل شوند.
از مفهوم قانون تا آیین زیستن
نویسنده درباره دلیل انتخاب عنوان کتاب میگوید: «نامگذاری این کتاب از تقابل دو مفهوم الهام گرفته شده: قانون که نماد نظم، ساختار و ضرورت است، و آیین که به معنای سنت، روش و زیبایی در انجام کارهاست. هدف من ارائه مجموعهای از اصول بود که اگر در زندگی به کار بسته شوند، به نوعی آیین درست و باکمال از زیستن را رقم میزنند.»
به گفته او، «قانون آیین زیستن» در قالب توسعه فردی و روانشناسی نوشته شده و خاطرات، تجربهها و بخشهایی از شعر را با ادبیاتی کاربردی تلفیق میکند. دورکی سلمانی هدف این اثر را فراتر از ارائه اطلاعات میداند و معتقد است کتاب میکوشد خودآگاهی را به ابزاری عملیاتی در زندگی روزمره تبدیل کند.
جلد نخست این کتاب با عنوان فرعی «از تاریکی تا روشنایی»، شامل ۳۶ ماده یا اصل کوتاه و متنهای تأملی است که موضوعاتی مانند هدر ندادن زندگی، حفظ انضباط، وفاداری به هدف، اهمیت خانواده، شرافت، تعهد، امید، مراقبت از ذهن و توانایی نه گفتن را دنبال میکنند. نویسنده در کنار طرح این موضوعات، به تجربههایی از سربازی، تحصیل، بیماری و روابط انسانی اشاره میکند تا از دل موقعیتهای زیسته، به اصولی برای زندگی آگاهانه برسد.
در این اثر، عنوانهایی همچون «بزرگترین جرمی که انسان میتواند مرتکب شود، هدر دادن زندگی است»، «از خانواده مهمتر چیزی در این دنیا نیست»، «اهل شرافت بمان»، «سکون نداشته باش»، «متعهد بمان» و «از بیرون به خودت نگاه کن» نشان میدهند که محور اصلی کتاب، بازنگری در رفتارهای فردی و ساختن نگرشی منسجمتر نسبت به زندگی است.
نوشتن به مثابه یک ضرورت وجودی
محمد دورکی درباره چرایی انتخاب نویسندگی میگوید: «من نوشتن را نه یک انتخاب تفننی و سرگرمی، که یک ضرورت وجودی دیدم. انسانها در دنیایی که با حجم عظیمی از اطلاعات و آشفتگیهای ذهنی روبهرو هستند، نیاز به ساختار دارند.»
او نوشتن را ابزاری برای باز کردن گرههای فکری و ارائه نقشههای راه برای مسیر دشوار تکامل فردی میداند و هدف خود را تولید محتوایی معرفی میکند که از اخبار گذرا و جریانهای زودگذر فراتر برود و بتواند در لایههای عمیقتر شخصیت مخاطب اثر بگذارد.
این نویسنده درباره انگیزهاش از نگارش کتاب توضیح میدهد: «هدفم این است که خواننده پس از بستن کتاب، با نگاهی متفاوت به خود و مسئولیتهایش روبهرو شود. میخواستم بهواسطه نوشتن، در فردای ایران ماندگار باشم.»
او با اشاره به علاقه خود به ایران، تلاش برای اثرگذاری در آینده کشور را بخشی از مسئولیت خود میداند و میگوید: «بضاعت یک جوان شاید همین باشد که برای مملکتش کوششی بکند و مؤثر واقع شود. ما باید برای ایران کار کنیم.»
شکاف میان دانستن و عمل کردن
به گفته نویسنده، شکلگیری «قانون آیین زیستن» از مشاهده فاصله میان آگاهی نظری و عملکرد روزمره انسانها آغاز شده است؛ فاصلهای که به باور او، باعث میشود افراد با وجود آشنایی با اصول اخلاقی و روانشناختی، در مدیریت زندگی و رفتارهای خود با آشفتگی مواجه شوند.
آقای دورکی در اینباره میگوید: «کتاب از دل یک شکاف بیرون آمد؛ شکاف میان آنچه میدانیم و آنچه انجام میدهیم.»
او ادامه میدهد: «نوشتن این کتاب، پاسخی بود به این نیاز مبرم برای داشتن یک منشور عملیاتی در زندگی. این کتاب یک پیشنویس نیست، بلکه یک کتاب قانون برای کسانی است که اهل تأملاند و میخواهند قدمی در میان تاریکی بهسوی روشنایی بردارند.»
این نویسنده تأکید میکند که مطالب کتاب حاصل استنباطهای شخصی او از موقعیتهایی است که در مسیر زندگی با آنها روبهرو شده است؛ تجربههایی که به گفته او، در شرایط دشوار به کشف اصولی برای ادامه مسیر و یافتن نور راه تبدیل شدهاند.
ساختار کتاب نیز بر همین رویکرد استوار است. اثر به جای فصلبندی متداول، مجموعهای از مادههای مستقل را پیش روی خواننده میگذارد؛ هر ماده بر یک موضوع یا اصل تمرکز دارد و تجربه شخصی را به تأملی گستردهتر درباره اخلاق، انتخاب، مسئولیت و شیوه زیستن پیوند میدهد.
از تجربه شخصی تا بازنگری در زندگی
«قانون آیین زیستن» از نظر محتوایی میان یادداشت شخصی، متن انگیزشی و تأمل اخلاقی حرکت میکند. در این رویکرد، خاطرات و تجربهها تنها برای روایت گذشته به کار نرفتهاند، بلکه بستری برای استخراج اصولی درباره موفقیت، شکست، امید، شرافت و مسئولیت فراهم میکنند.
موضوعاتی مانند پذیرش رنج، صبر، نه گفتن، تنهایی فکری و حفظ مرزهای شخصی نیز در بخشهای مختلف اثر مورد توجه قرار گرفتهاند. در مجموع، نویسنده تلاش کرده است به جای تکیه صرف بر توضیحات نظری، با گزارههای کوتاه و تأکیدهای مستقیم، مخاطب را به بازنگری در عادتها و انتخابهای روزانه دعوت کند.
محمد دورکی درباره امکان بازگشت به گذشته و انتخاب دوباره مسیر نویسندگی میگوید: «بدون تردید، بله. نویسندگی برای من یک فرآیند کشف خویشتن است.»
او درباره احتمال بازنویسی کتاب نیز معتقد است اگر دوباره به نقطه آغاز بازگردد، با نگاهی دقیقتر و با تکیه بر تجربههای عمیقتر، نسخهای تکاملیافتهتر و عمیقتر خواهد نوشت؛ چراکه به باور او، هر بار نوشتن، فرصتی برای بازتعریف جهان است.
معیار اثرگذاری یک کتاب چیست؟
یکی از پرسشهای مطرح درباره هر اثر فکری، میزان تأثیر آن بر مخاطبان است. ایشان معتقد است اثربخشی کتاب را نباید تنها با معیارهای مادی سنجید، بلکه باید دید آیا مفاهیم مطرحشده در آن توانستهاند به تغییر رفتار و نگرش خوانندگان منجر شوند یا نه.
او در اینباره میگوید: «وقتی میبینم خوانندگانی از طریق مفاهیم کتاب، به سمت نظمبخشی به زندگی، افزایش تمرکز و درک عمیقتر از مسئولیتهای اخلاقی خود حرکت میکنند، میدانم که هدف محقق شده است. تأثیر واقعی زمانی رخ میدهد که یک ایده، به رفتار تبدیل شود.»
این نویسنده با تکیه بر معیارهای شخصی و احساس خود از بازخوردهای مخاطبان، «قانون آیین زیستن» را اثری مؤثر میداند که بر تأملات بهنگام و نابهنگام خوانندگان تأثیر گذاشته است.
امیدواری با تکیه بر عمل و تلاش
محمد دورکی در پاسخ به پرسشی درباره امید به آینده، با اشاره به علاقه خود به فال حافظ، میگوید: «بله، قطعاً. اگر امیدوار نبودم، فال حافظ نمیخریدم!»
او در عین حال تأکید میکند که امیدواری مورد نظرش، امید منفعلانه یا خوشبینی بدون پشتوانه نیست، بلکه امیدی مبتنی بر عمل و تلاش برای ساختن است. به گفته او، ایمان به ظرفیت رشد انسان و قدرت آگاهی، از مهمترین دلایل امیدواریاش به آینده است.
نویسنده «قانون آیین زیستن» درباره اینکه چرا مخاطبان باید این کتاب را بخوانند نیز توضیح میدهد: «اگر به دنبال این هستید که از حالت واکنشی در زندگی خارج شوید و به حالتی کنترلگر و آگاهانه برسید، این کتاب برای شماست.»
او میافزاید: «این کتاب برای کسانی است که نمیخواهند صرفاً زنده بمانند، بلکه میخواهند اصالت و نظم را در تار و پود زندگیشان پیاده کنند.»
بر همین اساس، کتاب میتواند برای مخاطبانی که به موضوعاتی مانند نظم شخصی، تمرکز بر هدف، امید، تعهد، خانواده، شرافت و بازنگری در انتخابهای روزمره علاقه دارند، زمینهای برای تأمل فراهم کند.
قدردانی از خانواده و توصیه به جوانان
دورکی سلمانی در بخش پایانی گفتوگو، از افرادی که در مسیر نویسندگی و پژوهش از او حمایت کردهاند، قدردانی میکند. او خانواده، شامل پدر، مادر و برادرانش را ستونهای ثبات خود میداند و از دکتر حجتالله خسروی نیز به دلیل همراهی در مسیر نوشتن و پژوهش یاد میکند. همچنین از دوستان نزدیک و خوانندگانی که با بازخوردهای خود به بهبود نوشتههایش کمک کردهاند، سپاسگزاری میکند.
او در توصیهای به جوانان و همشهریان خود میگوید: «تکیهگاه خود باشید. در دنیای پر از حواسپرتی امروز، تمرکز و انضباط شخصی، بزرگترین دارایی شماست. برای خودتان قانون بگذارید تا زندگیتان آیین پیدا کند. از مسیر یادگیری و مطالعه عمیق، هرگز جدا نشوید.»
این نویسنده در پایان، یکی از انتقادهای خود به فرهنگ امروز را سطحینگری میداند و معتقد است سرعت، جایگزین دقت شده و تماشا، جایگزین درک کردن. او برای بیان این دغدغه به این ابیات اشاره میکند:
«کس نمیداند در این بحر عمیق
سنگریزه قُرب دارد یا عقیق!»
محمد دورکی سلمانی؛ در نهایت، تقویت بنیانهای فکری و اخلاقی را ضرورتی برای زندگی فردی و اجتماعی میداند؛ ضرورتی که از نگاه او، با مطالعه عمیق، خودآگاهی، انضباط و تبدیل اندیشه به عمل پیوند خورده است.