به گزارش جامعه ایده آل؛ در میان ۴۵ چهره داخلی و خارجی که در نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» مورد تقدیر قرار گرفتند، نامی از جنس ورزش بیش از هر چیز توجهها را به خود جلب کرد؛ پژمان درستکار، سرمربی تیم ملی کشتی آزاد ایران. انتخابی که در نگاه نخست شاید متعلق به حوزهای متفاوت از فرهنگ و دیپلماسی عمومی به نظر برسد، اما در واقع از یک واقعیت مهم پرده برمیدارد: در جهان امروز، روایت یک کشور تنها در سالنهای دیپلماسی، دانشگاهها، رسانهها و مراکز فرهنگی ساخته نمیشود؛ گاهی یک تشک کشتی، یک سکوی قهرمانی، یک پرچم و حتی چند جمله کوتاه یک مربی ملی نیز میتواند به بخشی از تصویر یک کشور در ذهن افکار عمومی جهان تبدیل شود.
نخستین دوره این جایزه دهم شهریورماه ۱۴۰۵ در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد؛ رویدادی که با مشارکت دستگاههای مختلف و ارزیابی ۱۳ کمیته تخصصی، از میان مجموعهای گسترده از نامزدها، ۴۵ چهره را در حوزههای گوناگون برگزید. بنا بر اعلام مسئولان برگزاری، هدف اصلی جایزه شناسایی و تجلیل از افرادی است که در عرصه بینالمللی در معرفی ایران و ظرفیتهای فرهنگی، علمی، اجتماعی و انسانی آن نقش داشتهاند. در میان محورهای جایزه نیز «ورزش» و «موفقیتهای ماندگار ایران در حوزه ورزش» جایگاهی مشخص داشت.
در فهرست برگزیدگان، پژمان درستکار به عنوان چهرهای در عرصه موفقیتهای ماندگار ایران در ورزش معرفی شد. اما اهمیت این انتخاب را نمیتوان صرفاً در تعداد مدالها و عناوین ورزشی جستوجو کرد. اگر ورزش قهرمانی را یکی از مهمترین عرصههای دیدهشدن ایران در جهان بدانیم، مربی تیم ملی در این میدان فقط یک مدیر فنی نیست؛ او، خواسته یا ناخواسته، بخشی از چهره عمومی کشور را نیز نمایندگی میکند.
روایت ایران، بیرون از قابهای رسمی
دیپلماسی عمومی در معنای امروز خود، صرفاً سخنرانی رسمی یا مذاکره پشت میز نیست. تصویر کشورها در ذهن مردم دیگر کشورها از مجموعهای از تجربهها، تصاویر، رفتارها، موفقیتها و روایتهای روزمره ساخته میشود. به همین دلیل، ورزشکاران و مربیان ملی در بسیاری از کشورها بخشی از سرمایه ارتباطی و فرهنگی کشور خود محسوب میشوند. کشتی برای ایران در این میان ویژگی مضاعفی دارد. این رشته ورزشی با تاریخ، فرهنگ پهلوانی و حافظه جمعی ایرانیان پیوندی عمیق دارد و موفقیت یک کشتیگیر ایرانی در یک میدان بینالمللی، معمولاً فراتر از یک نتیجه ورزشی بازتاب پیدا میکند.
پژمان درستکار نیز در سالهای اخیر در چنین موقعیتی قرار گرفته است. او در مقاطعی که هدایت تیم ملی کشتی آزاد ایران را برعهده داشته، نه تنها مسئول آمادهسازی فنی تیم بوده، بلکه در مواجهه با رسانهها و افکار عمومی نیز چهرهای فعال بوده است؛ چهرهای که تلاش کرده موفقیتهای تیم را به نام مجموعهای بزرگتر از خود تعریف کند.
این ویژگی را میتوان در واکنشهای او پس از موفقیتهای تیم ملی نیز دید. پس از قهرمانی ایران در رقابتهای جهانی ۲۰۲۵ زاگرب، درستکار موفقیت را حاصل یک کار جمعی دانست و تأکید کرد که این قهرمانی متعلق به همه عوامل تیم است، نه صرفاً سرمربی یا کشتیگیران. همین نوع ادبیات، یک پیام مشخص را منتقل میکند: قهرمانی ورزشکار ایرانی فقط یک افتخار شخصی نیست، بلکه میتواند نمایشی از توانایی، انسجام و ظرفیت اجتماعی ایران باشد.
قهرمانیای که بعد از ۱۲ سال آمد
برای فهم جایگاه درستکار در سالهای اخیر، باید به کارنامه فنی تیم ملی نیز توجه کرد. تیم ملی کشتی آزاد ایران در رقابتهای جهانی ۲۰۲۵ زاگرب با هدایت پژمان درستکار پس از ۱۲ سال بار دیگر قهرمان جهان شد؛ اتفاقی که یکی از مهمترین نتایج کشتی آزاد ایران در سالهای اخیر به شمار میآید.
این موفقیت تنها به قهرمانی تیمی محدود نماند و چندین کشتیگیر ایرانی نیز در اوزان مختلف صاحب مدال شدند. در روایت درستکار از آن موفقیت نیز نکتهای قابل توجه وجود داشت: او بلافاصله نتیجه را از سطح یک موفقیت شخصی خارج کرد و آن را به مجموعه تیم، کادر فنی و مردم ایران نسبت داد.
در سال ۱۴۰۵ نیز کارنامه بینالمللی او ادامه یافت. درستکار برای سومین بار به عنوان برترین مربی کشتی آزاد آسیا انتخاب شد؛ عنوانی که پیشتر در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۴ نیز به او تعلق گرفته بود. بنابراین انتخاب او برای جایزه دیپلماسی فرهنگی را میتوان در امتداد یک کارنامه چندوجهی دید؛ کارنامهای که در آن موفقیت فنی تیم ملی با حضور پررنگ او در فضای رسانهای و عمومی همراه شده است.
«ایران» به روایت یک مربی
یکی از ویژگیهای قابل توجه درستکار، نحوه حضور او در بزنگاههایی است که ورزش از سطح مسابقه فراتر میرود.
برای نمونه، در جریان برخی مسائل مرتبط با حضور تیمهای ایرانی در مسابقات بینالمللی، او از تیم به عنوان یک مجموعه واحد سخن گفته و بر ضرورت حمایت از همه اعضای تیم تأکید کرده است. در مرداد ۱۴۰۵ نیز درباره احتمال صادر نشدن ویزای یکی از اعضای تیم ملی برای حضور در مسابقات جهانی زیر ۲۳ سال در آمریکا، موضع خود را با تأکید بر «تیم بودن» مجموعه ایران بیان کرد.
فارغ از موافقت یا مخالفت با هر یک از این مواضع، نکته مهم برای موضوع دیپلماسی عمومی این است که یک سرمربی ورزشی در این موقعیتها صرفاً درباره «مسابقه» صحبت نمیکند؛ سخنان او به بخشی از روایت عمومی ایران در برابر مخاطبان داخلی و خارجی تبدیل میشود. این همان نقطهای است که مرز میان ورزش و دیپلماسی فرهنگی کمرنگ میشود.
در سالهای اخیر، تصاویر ورزشکاران و مربیان ایرانی در میادین بینالمللی، نحوه مواجهه آنان با پرچم و سرود ملی، ادبیات آنان در گفتوگو با رسانهها و حتی نوع کنش آنان در مراسم اهدای مدال، به سرعت در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازنشر میشود. بنابراین هر رفتار عمومی یک چهره ورزشی میتواند واجد یک پیام فرهنگی و هویتی نیز باشد. درستکار از همین منظر، صرفاً یک «مربی موفق» نیست؛ او یکی از چهرههایی است که مخاطب خارجی ممکن است ایران را از خلال عملکرد و گفتار او ببیند.
از مدال تا معنا
شاید مهمترین وجه انتخاب پژمان درستکار در این جایزه همین باشد: دیپلماسی فرهنگی الزاماً با فعالیت فرهنگی به معنای متعارف آن یکی نیست. یک فیلمساز با فیلم، یک نویسنده با کتاب، یک پژوهشگر با مقاله و یک دیپلمات با گفتوگو و مذاکره میتواند تصویری از کشور خود ارائه دهد. اما ورزشکار و مربی ورزشی، این کار را با «عملکرد» انجام میدهد.
وقتی سرود یک کشور در یک سالن ورزشی بینالمللی نواخته میشود، وقتی پرچم آن کشور بر فراز سکو قرار میگیرد و وقتی میلیونها نفر در نقاط مختلف جهان یک ورزشکار را با نام کشورش میشناسند، ورزش عملاً به زبان مشترک ارتباطات بینالمللی تبدیل شده است. از این زاویه، جایزهای که در حوزه دیپلماسی فرهنگی به یک مربی کشتی اختصاص پیدا میکند، صرفاً تقدیر از چند نتیجه ورزشی نیست؛ نوعی به رسمیت شناختن ظرفیت ورزش برای ساختن روایت ملی است.
«رسانه ایرانی» روی نیمکت تیم ملی
مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در توضیح فلسفه این جایزه بر مفهوم «انسانرسانه» تأکید کردهاند؛ یعنی افرادی که فارغ از رسانههای رسمی، خود به واسطه جایگاه، تخصص و ارتباط مستقیم با جامعه میتوانند حامل یک روایت باشند. در نشست خبری جایزه نیز تأکید شده بود که روایتگری ایران نباید صرفاً به رسانهها یا نهادهای دولتی محدود شود. در چنین تعریفی، جایگاه پژمان درستکار قابل فهمتر میشود.
او هر بار که در یک مسابقه جهانی روی نیمکت تیم ملی ایران مینشیند، در کنفرانس خبری حاضر میشود، با رسانهای خارجی گفتوگو میکند یا در پایان یک مسابقه درباره پرچم و مردم ایران سخن میگوید، در معرض مخاطبانی فراتر از جامعه ورزش قرار دارد.
در این میان حتی جزئیاتی مانند نحوه حضور او در مراسم اهدای مدال یا شیوه برخوردش با نمادهای ملی، برای مخاطب اهمیت پیدا میکند؛ زیرا ورزش حرفهای امروز بیش از هر زمان دیگری تصویری، رسانهای و شبکهای شده است.
جایزهای فراتر از یک تقدیرنامه
نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران در شرایطی برگزار شد که برگزارکنندگان، «روایت ایران» را یکی از مسائل مهم عرصه بینالمللی میدانند. در این رویداد، چهرههایی از حوزههای فرهنگ و هنر، دیپلماسی عمومی، علم، رسانه، میراث فرهنگی، حقوق، ادیان و ورزش در کنار یکدیگر قرار گرفتند. این تنوع خود نشان میدهد که روایت یک کشور محصول عملکرد یک دستگاه یا یک گروه خاص نیست.
در چنین قاب گستردهای، قرار گرفتن نام پژمان درستکار در کنار پژوهشگران، هنرمندان، فعالان رسانهای و چهرههای فرهنگی، بیش از آنکه یک جابهجایی میان دو حوزه متفاوت باشد، نشانه تغییر تعریف «قدرت نرم» در جهان امروز است. کشورها تنها با آنچه درباره خود میگویند شناخته نمیشوند؛ با آنچه در میدان عمل نشان میدهند نیز شناخته میشوند.
کشتی آزاد ایران در سالهای اخیر، یکی از معدود عرصههایی بوده که نام ایران را به شکل مستمر در صدر اخبار ورزشی جهان قرار داده است. در این میان، سرمربی تیم ملی یکی از چهرههای اصلی این روایت بوده است؛ روایتی که یک سوی آن مدال و قهرمانی است و سوی دیگر آن، نحوه سخن گفتن، رفتار کردن و نمایندگی کردن کشوری است که نامش بر پیراهن ورزشکاران نقش بسته است.
پژمان درستکار؛ یک «مربی» با یک مأموریت فراتر
شاید بتوان دلیل اصلی انتخاب درستکار را در یک جمله خلاصه کرد: او در کنار مربیگری، به یکی از راویان غیررسمی ایران در بزرگترین میدان ورزشی جهان تبدیل شده است.
البته این بدان معنا نیست که هر رفتار یا موضع یک ورزشکار را باید الزاماً به سیاست خارجی یا دیپلماسی فرهنگی پیوند زد. ورزش، پیش از هر چیز ورزش است و موفقیت ورزشی نیز حاصل مجموعهای از عوامل فنی، مدیریتی، انسانی و اقتصادی است. اما واقعیت جهان رسانهای امروز این است که مرزهای میان ورزش، فرهنگ، رسانه و تصویر کشورها دیگر مانند گذشته سخت و نفوذناپذیر نیست.
از همین رو، تقدیر از پژمان درستکار را میتوان به عنوان تقدیر از ظرفیتی دید که ورزش قهرمانی برای معرفی ایران ایجاد میکند؛ ظرفیتی که اگر با موفقیت، رفتار حرفهای، ارتباط مؤثر و روایت دقیق همراه شود، میتواند مخاطبانی را در خارج از مرزها با تصویری مستقیمتر از ایران مواجه کند.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این انتخاب آن باشد که دیپلماسی فرهنگی فقط در ساختمانهای رسمی و پشت میزهای مذاکره اتفاق نمیافتد؛ گاهی روی تشک کشتی شکل میگیرد، جایی که یک قهرمان ایرانی پیروز میشود، پرچم کشورش بالا میرود و میلیونها نفر در سراسر جهان نام ایران را میشنوند. پژمان درستکار در چنین قاب گستردهای، از جایگاه یک مربی فراتر میرود و به بخشی از این روایت تبدیل میشود؛ روایتی که حالا نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران نیز آن را به رسمیت شناخته است.